عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
569
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
موسى فرمود و حكم كرد تا يكديگر را بكشيم . هفتاد هزار بدست يكديگر كشته شدند بدان تا خداى از ما راضى شود ، ما چنين كرديم ، و حكم و قضيّت پيغامبر خويش را منقاد گشتيم ، و تن فدا كرديم ، نپنداريم كه كسى آن تواند كرد كه ما كرديم . ثابت بن قيس بن شماس الانصارى اين سخن بشنيد ، سوگند ياد كرد كه اللَّه تعالى دانا و آگاه است كه اگر ما را فرمودى كه تنهاى خود بكشيد ، ما را فرمانبردار يافتى « 1 » ، ما تنهاى خود بكشتيمى « 2 » . ربّ العالمين بر وفق قول ثابت اين آيت فرستاد : وَ لَوْ أَنَّا كَتَبْنا عَلَيْهِمْ أَنِ اقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ أَوِ اخْرُجُوا مِنْ دِيارِكُمْ ما فَعَلُوهُ إِلَّا قَلِيلٌ مِنْهُمْ . مفسّران گفتند : از آن قليل كه اللَّه تعالى مستثنى كرد ، يكى عمار ياسر است ، ديگر عبد اللَّه مسعود سيوم ثابت قيس ، و اين از آن گفتند كه چون آيت فرو آمد مصطفى ( ص ) گفت : « لكان عمار بن ياسر و عبد اللَّه بن مسعود و ثابت بن قيس من اولئك القليل » . اين سخن به عمر خطاب رسيد ، عمر گفت : و اللَّه لو فعل ربّنا لفعلنا ، و الحمد للَّه الّذى لم يفعل ذلك بنا . گفت : و اللَّه كه اگر ربّ العزّة بما فرمودى ، يعنى قتل نفس خويش ، ما فرمان برديمى « 3 » ، و الحمد للَّه كه نفرمود ، و اين بار بر ما ننهاد . رسول خدا گفت بجواب عمر : « و الّذى نفسى بيده ، الايمان اثبت فى قلوب المؤمنين من الجبال الرّواسى فى الأرض » ، به آن خدايى كه جان من بيد اوست كه ايمان در دلهاى مؤمنان محكمتر است و نشستهتر از كوههاى عظيم در زمين . ابو بكر صديق گفت : يا رسول اللَّه لو علينا انزلت لبدأت بنفسى و اهل بيتى . فقال رسول اللَّه ( ص ) : « ذلك لفضل يقينك على يقين النّاس ، و ايمانك على ايمان النّاس » . و گفتهاند : « وَ لَوْ أَنَّا كَتَبْنا عَلَيْهِمْ » ضمير منافقان است ، ميگويد : اگر ما برين منافقان فرض كرديمى « 4 » كه خود را بكشند ، چنان كه بر بنى اسرائيل فرض كرديم
--> ( 1 ) - نسخهء الف : يافتيد . ( 2 ) - نسخهء الف : بكشتيد . ( 3 ) - نسخهء الف : فرمان برديد . ( 4 ) - نسخهء الف : كرديد .